يافته‌ هاي ‌پژوهشي‌ در زندگي ‌‌مردم ايران جاري نمي‌ شود

dr-shahbazi-1

 

گفتگو با دكتر ياسر شهبازي پژوهشگر برتر استان

يافته‌هاي ‌پژوهشي‌ در زندگي ‌‌مردم ‌ايران ‌جاري ‌نمي‌شود

جوانان را دريابيد

شهرمن-گروه جامعه

هر سال هفته آخر پاييز، زماني که درختان آخرين برگ هاي رنگارنگ خود را  به دست باد مي سپرند، آيين تجليل از فعالان پژوهشي کشور، برگزار مي شود تا فرهنگ پژوهش و فناوري در ميان اقشار مختلف مردم به ويژه دانشجويان و محققان نهادينه شود و درخت علم و فناوري  سبز بماند و بي ثمر نگردد.

به مناسبت هفته پژوهش با دکتر ياسر شهبازي که پاييز امسال به عنوان  پژوهشگر برتر استان در گروه دامپزشکي مورد تجليل قرار گرفت به گفتگو نشستيم تا علاوه بر اينکه با اين پژوهشگر جوان بيشتر آشنا شويم، درباره وضعيت پژوهش و خروجي آن در استان نيز به بحث بنشينيم.

وي متولد 1360 است و همکاريش را با دانشگاه رازي از سال 90 آغاز کرد و به عنوان اولين بورسيه دانشکده دامپزشکي اين دانشگاه به ادامه تحصيل پرداخت. دکتر شهبازي هم اکنون با درجه استادياري عضو هيأت علمي دانشگاه رازي مي باشد و به گفته خودش اگر پرونده دانشياري او در هيئت مميزه دانشگاه تأييد شود به مرتبه دانشياري ارتقاء مي يابد.گفتگو با او در پي مي آيد.

(دو روز پس چاپ اين شماره مطلع شديم پرونده دانشياري دكتر شهبازي توسط هيئت مميزه دانشگاه تأييد گرديد و ايشان به درجه دانشياري ارتقاء يافتند. نشريه شهرمن اين موفقيت را به ايشان و جامعه علمي استان تبريك عرض مي نمايد.)

-درباره گرايش بهداشت و کنترل کيفي مواد غذايي توضيح دهيد و بگوييد چرا اين رشته را براي تحصيل انتخاب کرديد؟

 اين گرايش، رشته اي ميان رشته اي بين پزشکي، دامپزشکي و کشاورزي است. پايه دامپزشکي دکتراي عمومي مي باشد يعني معادل دکتراي عمومي پزشکي محسوب مي شود. دانشجويان در دوره تخصصي گرايش خاصي را انتخاب مي کنند. يکي از اين گرايش ها بهداشت و کنترل کيفي مواد غذايي است که من اين تخصص را چون بحث غذا و دارو برايم جذاب بود برحسب علاقه انتخاب کردم. فلسفه وجودي اين رشته تربيت دانش آموخته گاني است که در ارتقاء سلامت مواد غذايي و سلامت مردم جامعه فعاليت کنند.

-چه طور شد به عنوان پژوهشگر برتر استان انتخاب شديد؟

فعاليت هاي پژوهشي و  مقالاتي که در طول يکسال يعني از اول مهر هر سال تا اول مهر سال آينده ارائه مي شوند، ملاک انتخاب پژوهشگران برتر است. من در اين دوره امتياز لازم را براي کسب اين عنوان به دست  آوردم.

-در پژوهش هايتان روي چه موضوعاتي علاقه مند هستيد کار کنيد؟

با توجه به ماهيت رشته تحصيلي ام، کارهاي اوليه اي که در ابتدا با دانشکده داروسازي شروع کردم بيشتر در ارتباط با بحث کنترل آلاينده هاي شيميايي در مواد غذايي بود. چون متأسفانه بخش اعظمي از مشکلات مردم کشور ما مربوط به صنعت غذا است. مثلاً وزير بهداشت در يکي از مصاحبه هايش اعلام کرده 50درصد سرطان هايي که ايراني ها را مبتلا مي کند داراي منشأ غذايي هستند! و اين به اعتقاد من يعني فاجعه . پس اين موضوع براي پژوهش ظرفيت زيادي دارد. درباره باقي مانده هاي دارويي، هورموني و فلزات سنگين هم کار کردم. اخيراً هم بر روي بحث بسته بندي مواد غذايي کار مي کنم.

 -لطفاً در مورد بسته بندي مواد غذايي بيشتر توضيح دهيد؟

 بسته هاي پلاستيکي رايج در بازار هم براي محيط زيست معضل شده است و هم اينکه براي سلامتي مضر است چون مواد شيميايي به کار رفته در اين بسته بندي ها ممکن است به خود مواد غذايي منتقل شود. کاري که در حال انجامش هستيم اين است که بتوانيم يک بسته بندي هوشمند طراحي کنيم که هم منشاء زيستي داشته باشد-يعني از خود طبيعت باشد- و هم اينکه بتوانيم موادي را در اين بسته بندي به کار گيريم که جايگزين مواد نگهدارنده شيميايي بشود و سلامت مواد غذايي را حفظ کند.

– تکنولوژي و دانش ساخت اين نوع بسته بندي در کشورهاي ديگر وجود دارد؟

در حال حاضرچندين پژوهشکده در جهان روي اين موضوع کار مي کنند و هرجايي زودتر به نتيجه برسد به نام آن کشور ثبت مي شود.

– اين پژوهش به مرحله فناوري رسيده است؟

خير. چون هنوز به مطالعات گسترده نياز دارد. اما اميدواريم با رفع برخي مشکلات در سال هاي آتي حداقل بتوانيم آن را به مرحله فناوري برسانيم.

-به اعتقاد شمها ممترين مشکلي که بر سر راه يک پژوهشگر وجود دارد چيست؟

در کشور ما کمبود امکانات و تجهيزات آزمايشگاهي، کمبود نيروي انساني و کمبود بودجه هاي پژوهشي مشکلاتي به شمار مي روند که پژوهشگران با آن روبه رو هستند.

– چرا معمولاً در کشور ما  پژوهش ها و مقالات در همان مرحله علم باقي مي مانند و در کتابخانه ها خاک مي خورند؟

 بله متأسفانه در کشور ما به خصوص در شهرستان ها پژوهش در مرحله توليد علم باقي مي ماند حال اين پژوهش مي تواند يک طرح تحقيقاتي باشد يا يک پايان نامه دانشجويي و يا مقاله اي که از آن ها استخراج شده باشد. در کشورهاي توسعه يافته اين حلقه اتصال بين مرحله توليد علم و مرحله فناوري ( مرحله اي که  طي آن ايده و علم در ابعاد کوچک ساخته مي شود. حال ممکن است اين محصول توليد شده در زندگي مردم به کار بيايد يا پايه اي شود براي تحقيقات بعدي)،به وجود آمده است. اگر اين علم در مرحله فناوري موفق بود و جواب گرفت به مرحله تجاري سازي مي رسد و محصول حاصل از آن پژوهش و علم به طور انبوه در اختيار مردم قرار مي گيرد.

 – حلقه مفقوده بين توليد علم تا محصول و نتيجه اي که براي مردم عيني و قابل لمس باشد در کشور ما کجاست؟

علمي که توليد مي شود به صورت تئوري جواب گرفته و در مرحله فناوري بسيار ريسک پذير است و ممکن است جواب نگيرد. اين مرحله که علم توليد شده بايد به مرحله فناوري برسد مهمترين حلقه براي اتصال علم به زندگي جاري مردم است. البته لزومي ندارد هر علمي به فناوري برسد؛ زيرا که ممکن است ابزار و امکاناتش اصلاً وجود نداشته باشد. اين حلقه در کشور ما که در حال توسعه است وجود ندارد؛ زيرا عضو هيأت علمي و دانشجوي ما طوري تعليم نمي بيند که ايده هاي خودش را به مرحله فناوري برساند. ما به لحاظ تئوري هيچ مشکلي نداريم. دانشجويان و اساتيد ما شايد در اين زمينه از دانشگاه هاي تراز اول دنيا هم جلوترباشند. شايد هم عدم ارتباط صنعت و دانشگاه ها اين حلقه مفقوده باشد. متوليان صنعت ما هنوز به اين نتيجه نرسيده اند که مشکلاتشان را از طريق دانشگاه ها حل کنند و يا اگر معدود صنعتگرهايي هم به دانشگاه مراجعه کرده اند آنطور که بايد دانشگاه ها جوابگويشان نبوده اند. اين نياز به اتصال هنوز بين دو طرف احساس نشده است.

dr-shahbazi-2

-من تصور مي کنم احساس نياز هست ولي مسائل ديگري وجود دارد.

پژوهش بودجه مي خواهد. اين بودجه را بخش خصوصي نمي تواند به راحتي تأمين کند. دولت هم آنچنان که بايد از پژوهش حمايت نمي کند. با اينکه دستورالعمل هايي به سازمان ها و نهادها ابلاغ شده و آنها را مکلف کرده که درصدي از بودجه ساليانه شان را به پژوهش اختصاص دهند اما در عمل اين اتفاق نمي افتد.

-چه مراکزي براي تبديل علم به فناوري و تجاري سازي وجود دارند؟

در مراکز رشد ايده به محصول تبديل مي شود و تجاري سازي به عهده  پارک هاي علم و فناوري است و خوشبختانه کرمانشاه جزء معدود استان هايي است که هم مرکز رشد دارد و هم پارک علم و فناوري.

-وضعيت پژوهشگران جوان در استان ما چه طور است؟

يکي از آرزوهاي من اين است که به نيروي جوان اعتماد شود و بهاي بيشتري به آنها داده شود. جوان با آن شور، اشتياق و هيجاني که دارد واقعاً مي تواند در جامعه اثر گذار و مفيد باشد. اميدوارم جوانان بتوانند در بحث تعاملات اجتماعي و تصميم گيري هاي کلان کشوري دخالت داده شوند و قدرت تصميم گيري داشته باشند. اما متأسفانه اين فرصت از جوانان گرفته مي شود. جوانان امروز زماني به مرحله مديريت و تصميم گيري مي رسند که ديگر دير شده و انگيزه زمان جواني را ندارند.

– اگر صحبتي داريد در پايان بفرماييد.

مسئولين بايد قدر جوانان را بدانند و طوري برنامه ريزي کنند که آنان را مأيوس نکنند. اگر جوانان مستعد و تحصيل کرده به خارج کشور مهاجرت کنند، تمام امکانات برايشان فراهم مي شود تا ديگر حاضر نباشند به مملکت خودشان باز گردند. جواناني که اين مملکت برايشان زحمت کشيده حيف است که به خاطرعدم برنامه ريزي و بي توجهي مهاجرت کنند و کشورهاي ديگر از دانش، توانايي و نيروي جوانيشان بهره مند شوند.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *