به من انتقاد کردند که چرا الان؟

20171117_163914

گفتگو با وحيد خسروي هنرمندي که در آوارها لبخند آفريد

 

به من انتقاد کردند که چرا الان؟

 

مردم و مسئولان نيازهاي روحي کودکان زلزله زده را در اولويت قرار دهند

شهرمن – مينا بهرامي تبار

چند ساعت پس از وقوع زلزله، عكس ها وكليپ هايي از او و عروسكش(عمو بلفنجك) در فضاي مجازي پخش شد و توجه خيلي ها را به خود جلب كرد. وحيد خسروي، مربي سيار روستايي كانون پرورشي فكري كودكان استان كرمانشاه، پس از شنيدن خبر زلزله براي آنکه در کنار کودکان زلزله باشد بدون اتلاف وقت خود را به سرپل ذهاب رساند و از همان روز اول اجراي نمايش براي کودکان را شروع کرد. با اين هنرمند گفتگويي انجام داديم که در پي مي آيد.

-در آن ساعات بحراني و فضاي اندوهبار روز اول زلزله، چه انگيزه اي باعث شد اجراي نمايش عروسکي براي کودکان را شروع کنيد؟
روز اول که به آنجا رسيدم و شرايط و وضعيت روحي بد کودکان را ديدم احساس کردم که وظيفه دارم کارم را شروع کنم. خيلي ها به من انتقاد کردند كه چرا الان؟ چرا به اين زودي؟ ولي من يقين داشتم كه كار درستي انجام مي دهم. شواهدي هم در روزهاي بعد اثبات كرد كاري كه شروع كردم كار درستي بوده است
– چه شواهدي؟
مثلاً مادري درخواست کرد وسيله نقاشي به او بدهيم تا با خودش به چادر ببرد. وقتي علتش را پرسيديم گفت كه بچه من مي ترسد از چادر بيرون بيايد. با عروسكم رفتيم و با نمايش موفق شديم آن کودک را که بسيار از نظر روحي آسيب ديده بود از چادر بيرون بياوريم و قانعش کنيم به جمع کودکان وارد شود. دنياي اين کودک شده بود چادر! چادري كه فكر مي كرد امن است. خوشبختانه باعروسك ارتباط برقرار كرد و از آن فضاي ترس و وحشتي که برايش ايجاد شده بود بيرون آمد. از اين موارد زياد بودند. همان موقع وقتش بود که کودکان را از آن دلهره و اضطراب دور کنيم نه اينکه دست روي دست بگذاريم تا اين اضطراب در روح کودکان زلزله زده نهادينه شود. براي انجام هر کار خوبي نبايد تعلل کرد.
-چرا با عرسك(عمو بلفنجك)رفتيد؟ اين عروسك را کودکان مي‌شناختند؟
بچه ها با عروسك دنياي عجيب وغريبي دارند. جادوي عروسك غوغا مي كند. بله عروسك عموبلفنجك سال 84 توسط خانم كام دوست و خانم عبدالمالكي ساخته شد. ما طي اين سال ها برنامه هاي مختلفي داشتيم. از برنامه هاي مناسبتي و اتفاقات اين چنيني گرفته تا اجرا در بيمارستان محمدكرمانشاهي، كانون اصلاح وتربيت و… بيشتر بچه ها عروسك رامي‌شناختند.
435823505_232057 – از لحظات شرين و تلخي كه شاهدش بوديد برايمان بگوييد.
لحظات تلخ زياد بود. ديدن تمام آن آوارگي و دربه دري و عزاداري مردم خيلي تلخ بود. لحظات شيرينش هم اين بود كه در آن شرايط تلخ و ناگوار باز مردم اميد داشتند و مي خنديدند. آن شادي كه در نگاه بچه ها به واسطه‌ي عروسك و من بود خيلي برايم شيرين و با ارزش بود. خدا را شكر مي کنم كه قدرت و تواني به من داده كه بتوانم اين بچه ها را بخندانم.
– کودکان درد و دل هايشان را به شما مي گفتند؟
كتاب شازده كوچولو با اين مبحث شروع مي شود كه يك مار بوآ يك فيل را قورت داده. شازده کوچولو نقاشي را مي‌كشد و نشان هربزرگ تري مي‌دهد به او مي گويند اين يك كلاه است. يك كلاه لبه دار! ولي آن در واقع يك مار بوآ هست كه يك فيل را قورت داده و فقط شبيه کلاه بود. نگاه بچه ها با نگاه ما بزرگ ترها خيلي فرق مي‌كند. درد ودل نداشتن بچه ها، شاد وخوشحال بودنشان، پر انرژي بودن و پر از سر زندگي بودن نشانه هاي اين تفاوت است. کودکان اطلاعات و درک درستي از زلزله، آورگي و دربه دري ندارند. امروز اين اتفاق ها برايشان غريبه است، ولي روزي كه بفهمند و ياد بگيرند، افسرده مي شوند و حال روحيشان خراب مي شود. قبل از اينكه اين اتفاق بيافتد وظيفه من و امثال من بود كه به دادشان برسيم.
– جوش و خروش مردم را در اين حادثه چگونه ديديد؟
اين هم يكي از تصاوير بسيار زيبايي بود که هيچگاه فراموش نمي کنم. حضور تمام مردم از جاي جاي ايران زمين. تصوير بسيار جذاب وديدني پلاک هاي مختلفي بود که شماره هايشان نشان مي داد مردم از سراسر ايران، نه فقط استان هاي همجوار و نزديك، بلکه از سراسر ايران براي ياري هموطنانشان خود را به سرپل ذهاب و ديگر مناطق زلزله زده رسانده اند.
– از نظر وحيد خسروي عملكرد دولت، هلال احمر، ارتش و سپاه در اين مدت چطور بود؟
زياد در جريان عملکرد آنها نيستم اما مي توانم با قاطعيت بگويم عملكرد كانون پرورش فكري کودکان و نوجوانان بي نظير و عالي بود.
– و حرف آخر؟
و حرف آخر يا بهتر است بگويم مهمترين حرف! گرسنگي، تشنگي، سرما، گرما و در واقع آوارگي مردمي كه درگير زلزله شده اند گذرا و قابل حل است. ولي نکته اي كه خيلي مهم است و نبايد فراموش کنيم، توجه به نيازهاي روحي و تربيتي كودكاني است که در اين شرايط گرفتار شده اند. فقط به فكر اين نباشيم که شال وكلاه برايشان ببريم، لباس و خوراکي برايشان بخريم.
اين نيازهاي جسمي بالأخره برطرف مي شوند

و مصرفي هستند آنچه ماندگار و نياز اصلي كودكان زلزله است فرهنگ و مسائل تربيتي است که آينده کودکان را رقم مي زند. مردم به فکر پرورش روح اين کودکان باشند.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *