دختراني ‌با موهاي‌ چتري

هفته نامه شهرمن / شماره 53 / 30 مهر 1397

Dokhtar

عکس: فخرالدین دوست محمد

خارج ‌از قاب

 

دختراني ‌با موهاي‌ چتري

 

بنفشه رضايي

 

نگاه اول:

تو نشسته اي با موهايي به رنگ خورشيد و چتري هاي کوتاهت کمي از پيشانيت را پوشانده اند. گونه هاي گلي برصورت براقت در قاب مي درخشد. روي صندلي در انتظار ثبت شدن صورت زيبا و گربه‌ي ملوسي که بغل کرده اي نشسته اي و به صورت نقاش خيره شده اي. پيراهن سرخابي که به تن کرده اي با گل هاي بابونه‌ اي که روي موهايت نشسته اند نشان از بهار دارد.

گرسنه ات شده است. براي ناهار مجللي که خدمتکاران آماده کرده اند لحظه شماري مي کني. بعد از ناهار معلم موسيقي مي آيد و عصر هم نوبت گشت زدن در باغ است. بايد براي ميهماني بزرگ امشب هم آماده شوي. قرار است امروز تابلوي نقاشي ات تمام شود و آن را در عمارت نصب کنند.

نگاه دوم:

با موهاي چتري که ابروهايت را پوشانده، چشم انتظار به بيرون از پنجره خيره شده اي. ژاکت راه راه صورتي و ارغواني ات نشان مي دهد تو هم مانند همه‌ي دختران دنيا رنگ صورتي را دوست داري. مادر را نگاه مي کني که چگونه از صبح مشغول کارهاي روزمره ايست که هيچگاه تمامي ندارد. رخت هاي روي بند را در آن سوي حياط که خارج از قاب اين عکس است، يکي يکي مي شماري. هرچه مي‌شماري مادر نمي آيد. جارو  زدن حياط هنوز تمام نشده. خوب دقت مي کني. بايد بياموزي. رؤياهاي بزرگي در سر داري. شايد مي‌خواهي پزشک شوي، معلم شوي، هنرمند شوي؛ شايد هم مي خواهي کاري کني که دنيا را تغيير دهي! در کنار اينها مي داني بايد زن خانه باشي، مادر باشي. مي تواني هيچکدام از اينها هم نباشي؛ اما دوست داري که باشي.

قابلمه‌ي آش روي چراغ در آن سوي قاب عکس، قل مي خورد و اين يعني وقت ناهار نزديک است. ديگر وقت آن رسيده همه‌ي اعضاي خانه از راه برسند. فرش دم پايي کنار در را دوست داري. همان که نقاشي دختري ست که گربه اي را بغل کرده و لبخند مي زند. بارها توي حياط آن را پهن کرده اي و با عروسک هايت رويش نشسته اي. حتي با دختر دوست شده اي و با هم از روياهايتان که خيلي شبيه هم هستند حرف زده ايد.

نگاه سوم:

عکاس دختربچه را مي بينيد که از پشت پنجره مي خواهد زن را صدا بزند. از او عکس مي گيرد. فرش پادري هم که نقشي زاييده‌ي خيال نقاش دارد در کادر قرار مي گيرد. عکاس به عکاسي مستند علاقه مند است. شايد اعتقاد دارد در همين روزمرگي ها کلي معنا نهفته است. در همين اتفاقات روزمره مي توان لحظات خيلي خاص  هم آفريد.

نگاه چهارم:

نگاه چهارم براي شما باشد. تفسيرتان از اين عکس را براي شهرمن ارسال کنيد.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *