سکته‌ی قلبی در جوانان طبیعی نیست

شهرمن / شماره 50 / 09 مرداد 1397

گفتگو با پروفسور معصومی

سکته‌ی قلبی در جوانان طبیعی نیست

کساني که مکمل ورزشي مصرف کرده اندتا ديرنشده به پزشک مراجعه کنند

photo-shahreman_970509_05

شهرمن – هفته‌ي پيش فيلم مستندي ازعمل جراحي قلب باز جوان 19 ساله اي توسط پروفسور معصومعلي معصومي به همراه صحبت هاي ايشان در سايت خبري شهرمن منتشر شد. اين فيلم بسيار شگفت انگيز و در عين حال ناراحت کننده بود و بازخوردهاي زيادي در پي داشت. تعداد زيادي از همشهريان عزيز به ما پيام دادند و از انتشار اين مستند و آگاه کردن جوانان و خانواده ها در خصوص خطرات جدي مصرف مکمل‌هاي ورزشي تشکر کردند و خواستار اطلاع رساني بيشتري در اين زمينه شدند. پيرو اين درخواست ها مصاحبه با پروفسور معصومي که بخش کوتاهي از آن در اين فيلم مستند آورده شده بود در اين شماره به صورت کامل در پي مي آيد.

-در فيلمي که منتشر شد باورکردني نبود که قلب يک جوان 19 ساله به چنين روزي افتاده باشد. مردم به جاي قلب يک بافت فاسد شده را مي‌ديدند که پر از لخته و رسوب بود!  لطفاً خودتان بيشتر در اين خصوص توضيح دهيد.

بيماري به ما مراجعه کرد که علي رغم مشکلات متعددي که در دوسال اخيرداشت براي بررسي و درمان به پزشک مراجعه نکرده بود. پس از بررسي مشخص شد يک رگش کاملاً بسته شده و نيمي از قلبش تخريب و در اصطلاح دچار آنوريسم شده و مقدار زيادي لخته داخل قلبش است. قدرت انقباضي قلب اين بيمارکه فقط 19 سال سن داشت بايد 55 درصد مي بود اما به 15 درصد رسيده بود. اين يک موقعيت بسيار خطرناک براي بيمار بود و مي توانست او را از پا درآورد. موقعيت بيمار را براي والدينش مطرح کرديم و درطي صحبتي که با آنها داشتيم با توجه به غير طبيعي بودن انسداد رگ در يک جوان 19 ساله که تقريباً فاکتور هاي خطر ديگر هنوز خودش رو نشان نمي دهد متوجه شديم اين جوان به باشگاه ورزش مي رفته و براي اينکه هيکل به ظاهر قوي و تنومند داشته باشه متأسفانه از يک سري مکمل هاي ورزشي استفاده مي کرده است.

-چطور مي توان به اين يقين رسيد که مصرف مکمل هاي ورزشي باعث چنين اتفاق و آسيبي شده است؟

ما در جواني به طور طبيعي سکته قلبي نبايد داشته باشيم. علتش هم اين نکته است که وقتي  تنگي رگ در سنين بالا به علت مصرف چربي، ورزش نکردن و سيگار کشيدن و گاهي استرس،   شروع مي شود، به مرور در عرض 20 تا 25 سال زمان  دارد که  رگ شاخه بزند و جبران کند. بنابراين وقتي تکه اي از قلب خراب مي شود  ما آن را عمل مي کنيم. اما در يک جوان که به خاطر يک دارو يا مصرف يک ماده اي در جدار داخل رگ تخريب ايجاد مي شود، با يک سرعت چندماهه و در نهايت يک ساله و دوساله اين رگ بسته مي شود. در اين صورت  فرصت براي تشکيل شاخه جانبي توسط رگ وجود ندارد. بنا براين وقتي جوان ايست قلبي مي دهد با فاجعه ايي مانند اين مانند اتفاقي که براي اين جوان افتاد روبه رو مي شويم. 30 درصد از افراد زير40 سال وقتي سکته مي کنند دچار مرگ ناگهاني مي شوند. ما مرگي را ناگهاني مي پنداريم که زير يک ساعت اتفاق بيفتد و ما نتوانيم کاري انجام دهيم. اين بيماران يا به بيمارستان نمي رسند يا در بيمارستان فوت مي کنند. به همين دليل ما مي گوييم هرچه در سنين پايين تر فرد سکته کند درصد خطرش بيشتراست . حتي براي 30 ،40 ساله‌‍ها هم دوران بيماري عروق کرونر نيست؛ در زير 20 سال هم امکان  ندارد اين اتفاق بيفتد مگر اينکه عوامل ديگري اين رگ ها را تنگ کرده باشند.

-تصميم براي انجام چنين جراحي هاي پرريسکي براي جراحان دشوار است. شما به عنوان پزشکي زبده، متعهد و با اخلاقي که تمام توانش را براي درمان بيمارانش مي گذارد شناخته مي شويد. چه انگيزه اي باعث مي شود جراحي هاي سخت و پر ريسک را مانند جراحي اين جوان بپذيريد؟

شايد انجام اين جراحي ها براي جراح سخت نباشد اما عمل کردن يک جوان 19 ساله اي که اميدي به زنده ماندنش نبود بسيار سخت است. دراين جراحي با يک عمل بسيار سخت روبه رو بوديم چون قابل پيش بيني نبود که آيا با برداشتن نيمي از قلب، بيمار مي تواند زنده بماند يا خير. اگر چنين فردي از عمل سالم خارج نشود قطعاً ما را مقصرمي دانند. چون در چنين مواقعي هميشه دنبال مقصر مي گردند و کوتاه ترين راه پزشک است. خيلي از مراکز درماني به اين نوع بيماران پر ريسک دست نمي زنند. در سال گذشته 10 مورد از اين نوع بيماران پر ريسک را که در مراکز ديگرآنان را به عنوان غير قابل عمل تلقي کرده بودند جراحي کردم. به هرحال وقتي پاي جان انساني در ميان باشد و به جز جراحي چاره‌ي ديگري نباشد حتي اگر اين احتمال باشد که به اعتبار جراح آسيبي وارد شود بايد آن را پذيرفت.

-تا کنون در خصوص عوارض و خطرات مکمل هاي ورزشي اينقدر بي پرده صحبت نشده بود و عواقب آن به تصوير درنيامده بود. اين صريح صحبت کردن در باره‌ي برخي مسائل چقدر در پيشگيري بروز آسيب ها مؤثر است؟

بسيار اثرگذار است. پس از صحبت هايي که در يک برنامه‌ي راديويي داشتم و با مثال زدن اين بيمار 19 ساله در مورد خوردن اين مکمل ها و پودرها هشدار دادم، جوانان بسياري که تجربه‌ي مصرف مکمل ها را داشتند و اکنون با مشکلاتي مواجه بودند به من مراجعه کردند تا بررسي شوند. حتي دختر جواني پودري را آورده بود و مي گفت آيا مصرف اين نوع مکمل مشکلي ندارد؟ چندين نفر ديگر از مراجعين هم به همين ترتيب سکته کرده بودند. من اينجا و هرجايي که درباره‌ي اين موضوع بخواهم صحبت کنم اعلام مي کنم که هر گونه مکملي اعم از آمپول، پودر، قرص تحت عنوان پروتئين، اسيد آمينه و… از نظر من قابل اعتماد و شناخته شده نيستند. همه بدانند ما چيزي به نام تقويت کننده عضلاني در ورزش نداريم! اين ها همه به خاطر تجارت است!

اتفاقي که براي اين جوان روي داده حتي اگر يک مورد هم در سال و در هر شهري اتفاق بيفتد من اسمش را يقيناً فاجعه مي گذارم. هفته ي قبل با سختي فراواني اين فرد را تحت عمل جراحي قرار داديم و بيش از نيمي از قلبش را که تخريب شده بود وکارايي نداشت و درسه نقطه در آستانه ي پاره شدن بود و مقدار زيادي لخته درون آن بود جراحي کرديم. حالا هم دعا وتوسل که اين باقي مانده ي قلب به خوبي کارش را نجام دهد. آيا نبايد درباره‌ي عامل چنين وضعيتي بي پرده صحبت کرد؟ ما در قبال جوانانمان در قبال مردم وظيفه داريم و شما هم به عنوان رسانه وظيفه ي صدچنداني داريد. آيا اين درآمد حاصل از فروش و تجارت اين مواد ارزش قرباني کردن مردم و جوانان را دارد؟!

هيچ پزشک و جراحي دلش نمي خواهد جوانان مملکتش را اينگونه ببيند. ما خيلي به بيماران و همراهانشان علاقه پيدا مي کنيم. باور کنيد روز اول نمي توانيم بيمار را ببينيم و با او ارتباط برقرار کنيم چون نمي خواهيم از نظر روحي به او وابسته شويم. مردم بدانند ما بيشتر از پدرومادرها و خانواده ها نگران بيمار هستيم. چون پدر مادر نمي‌دانند مسئله چه بوده. وقتي به پدراين جوان 19 ساله گفتم چرا اينقدر دير او را آورديد گفت اين پسرتمام جان و زندگي من است حتي فکرش را هم نمي کردم که او بيمار باشد نمي خواستم بپذيرم که او بيماراست. اين پدر وقتي با يک قلب 15 درصد مواجه مي شود قطعاً مثل ما توجيه نيست که موضوع چه بوده. چه اتفاقي افتاده، چه خطري از بيخ گوش اين بيمار گذشته است.

-به اعتقاد شما بروز ايست قلبي و سکته در جوانان که بسيارهم شايع شده است، چه اندازه  با مصرف اين مکمل ها ارتباط دارد؟

اکنون که از خيابان ها رد مي شويم اعلاميه و بنرهايي را مي بينم که عکس جواناني را روي آن چاپ کرده اند و مي گويند مرگ بر اثر ايست يا سکته قلبي! مي بينيم ” »حلالم کنيد« را که يک جمله‌ي بسيار بي ربط است و نمي دانم از کجا درست شده زيرعکس جوان نوشته اند! خيلي از اين ها که عموماً هم ورزيده وجوان وبرازنده هستند قرباني اين مکمل ها مي شوند.

-چه توصيه اي براي جواناني داريد که براي داشتن اندامي تنومند وسوسه مي شوند که مصرف اين مکمل ها را تجربه کنند؟

من به جوانان عزيزمي گويم و تأکيد مي کنم ورزش براي سلامتي است. اگر سلامت را به مخاطره بيندازد و مانند اين جوان مجبور شويد نصف قلبتان از دست بدهيد آيا ارزش دارد؟ جوانان عزيز اگر يکي از اهداف ورزش سلامتي است آيا مي ارزد براي داشتن ظاهر به اصطلاح فربه جان را به خطر انداخت.  از مربيان و مديران باشگاه هاي ورزشي مي خواهم با ماهم صدا شوند و جوانان را با راهنمايي هاي درست به ورزش سالم بخوانند. خواهش مي کنم به اين فجايع هم توجه کنند. اگر کساني در اطراف باشگاه ورزشي آنها يا به نام آنها داروهاي صنعتي و سنتي عرضه کرد و يا حتي در دارو خانه هاي رسمي و قانوني موادي را به جوانان داد که فربه تر يا چاقتر بشوند يا به اصطلاح بدنشان »باد کند« بدانند که آنها هم در مرگ اين جوانان سهيم هستند.

هميشه ورزش به خصوص در کرمانشاه يک ارزش قهرماني و پهلواني دارد. يعني باشگاه هاي ما نه تنها بايد ورزش را از نظر تکنيکي آموزش بدهند  بلکه بايد منش هاي پهلوانانه را مانند الگو هاي بزرگي که در ايران داشته ايم به شاگردانشان بياموزند. آن منش هاي ايثار، مردانگي، گذشت، شجاعت وشهامت و از خود گذشتگي براي ديگران که در درون ورزش نهفته است امروز کجاست؟ آيا اين توقع حداقلي بنده به عنوان يک پزشک نيست که بخواهم لااقل سلامتي جوانانمان را به خطر نيندازيم. اين وظيفه ي من بود که اينها را بگويم. ممکن است گروهي خوشحال شوند ممکن است گروهي ناراحت شوند. و صد در صد براي شما هم وظيفه اي وجود دارد که اصل آن اطلاع رساني براي همه ي مردم است. من دوباره و دوباره هشدار مي‌دهم به هوش باشيد که سلامتي‌تا ن با مصرفاين مواد ناشناخته و موهوم که به نظر من جز منافع و سودجويي هدفي در عرضه‌ي آن نيست، سلامتي و جانتان را به خطر نيندازيد.

-آيا داروهاي چاقي و لاغري که در شبکه هاي مجازي و در شبکه هاي ماهواره اي تبليغ مي شوند، به اندازه‌ي اين مکمل ها خطرناک هستند؟

براي چاقي و لاغري داروي استاندارد و علمي نداريم اگر هم هست فقط در مرحله ي تحقيقات است تازه تحقيقات هم هيچگاه روي انسان پياده نمي کنند. تأکيد مي کنم افراد براي رسيدن به وزن ايده آل بايدتغديه سالم، به اندازه و طبيعي داشته باشند و به اندازه‌ي انرژي طبيعي که دارند ورزش کنند. متأسفانه خيلي از بيماران ما به توصيه برخي از مربيان مي گويند روزي 10 تا تخم مرغ مي خوريم! ما بايد براي داشتن بدن سالم و بدن ورزيده و حتي بدن قوي مواد غذايي و پروتئين‌هاي طبيعي بخوريم. ما پزشک ها به هيچ عنوان توصيه نمي کنيم تا وقتي خود ماهي است کپسول ماهي بخوريد؛ با اينکه امگا سه کاملاً استاندارد و طبيعي است و تمام مراجع علمي، تأييدش کرده اند. هرچيزي که به طبيعت نزديک تر باشد مفيدتر است. مواد گياهي مثل سبزيجات، سالاد، حبوبات و ميوه ها به طبيعت نزديک ترند و گوسفندي که از اين مواد استفاده مي کند و ما از گوشت گوسفند استفاده مي کنيم يک رده از طبيعت فاصله گرفته ايم.

-توصيه شما براي کساني که بر اثر ناآگاهي اين مکمل ها را مصرف کرده اند چيست؟ آيا براي بازگشت سلامتيشان مي توان اميدوار بود؟

 ضرورت دارد کساني که مکمل مصرف کرده اند و يا مصرف مي کنند مصرف مکمل را سريع قطع کنند و ادامه ندهند و در اولين فرصت به پزشک مراجعه کنند و چک شوند چون ممکن است دچار بيماري شده باشند. من يقين دارم اگر تا کنون مشکل جدي برايشان پيش نيامده باشد به سرعت به حالت طبيعي برمي گردند. توصيه من اين است که اين افراد اگر کوچکترين مشکلي مانند درد جزيي، تپش قلب، احساس تنگي نفس دارند و حتي اگرهيچ يک از اين نشانه ها را ندارند، يک اکوکارديوگرافي و يک تست ورزش انجام بدهند.

 ضمن اينکه ما معتقديم تمام بيماراني که ورزش مي کنند بايد به تناوب، بسته به سن و سال تست ورزش انجام بدهند که در حين ورزش دچار مشکل نشوند. ما اعتقاد داريم با همين معاينه يعني اکوکارديوگرافي و تست ورزش خيلي از بيماراني که در ميادين ورزشي دچار مشکل مي شوند از قبل قابل تشخيص هستند. پروتکلي وجود دارد که مي گويد در مورد يک ورزشکار بايد به چه چيزهايي فکر کنيم و مشخص است در دنيا عوامل مرگ ناگهاني و افتادن در ميدان هاي ورزشي و يا عوارض قلبي ناشي از اين موارد کاملاً قابل پيش بيني و پيشگيري است.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *