منوی دسته بندی
پایگاه‌اطلاع‌رسانی

فرهنگ لغت ویرانگر

قسمت اول

فخرالدين دوست محمد

IMG_20161030_225751وقتي از خيابان هاي اصلي شهر مي گذري با انبوهي ازسوپرمارکت ها و فست فودهاي خوش رنگ ولعاب و رايحه هاي مختلفي که اشتهاي آدم را چند برابر مي کند روبه رو مي‌شوي. اين طرف و آن‌طرف هم، مغازه هاي ساعت سازي که در کار تعمير و فروش ساعت‌هاي ساخت سويس، ژاپن و ….هستند و پوشاک فروشي ها و پارچه فروشي هاي که بيشتر محصولات کشور ترکيه را عرضه مي کنند به وفور ديده مي شوند. همه جا مغازه هاي کريستال فروشي که به خريد و فروش محصولات ايتاليا و فرانسه مشغولند ديده مي شود و بي شمار مغازه هاي تعمير و فروش موبايل هاي ساخت کشورهاي شرق و غرب در اين شهر فعالند و جوانان بسياري در کافي نت ها و مغازه ي تعمير، عرضه و توزيع محصولات جانبي سيستم هاي کامپيوتري و نرم افزارهايي که اساساً خاص کشورهاي توسعه يافته هستند، مشغول هستند. اين مشاهدات تلاشم را براي پيدا کردن نمودهاي رشد و توسعه  فناوري و توليدات کشورمان نقش بر آب مي کند. در ميان اين نابساماني اقتصادي، ساختمان هاي عريض و طويل و مرمرين بانک ها که نقدينگي مردم را جمع مي کنند بيشتر از ديگر ساختمان ها جلوه  گري مي کنند.
چند وقت پيش از روبه روي ويترين مغازه اي گذشتم که ماکت تعدادي ماشين فلزي مثل پيکان، وانت بار و نيسان و… نظرم را جلب کرد. وارد مغازه شدم و بلافاصله آنها را خريدم. فضا و قفسه ها پر بود از عروسک هاي متنوع و سخنگو و ترانه خوان و انواع و اقسام ماشين‌هاي فلزي. از فروشنده ي جوان پرسيدم که اين اجناس ساخت کدام کشور هستند؟ جواب دادند: چين و هنگ کنگ.تعجب کردم که ماکت پيکان را هم بايستي چيني ها بسازند!؟
فروشنده ادامه داد که اخيراً انگليس هم به ساخت ماکت چنين ماشين هايي با کيفيت بالا و گرانقيمت تر روي آورده است. يعني همين ماکت ماشين ساخت چين را که من با 10 الي 12 هزار تومان خريداري کردم، انگليسي ها با تقريبا 200 هزار تومان به ايراني ها مي فروشند. پرسيدم از محصولات ساخت ايران چه داريد؟ گفتند: فقط منچ!؟
متأسف شدم و ناراحت و نگران از اين وضعيت از مغازه بيرون آمدم تا اين تجربه ي تلخ بهانه‌اي شود براي نوشتن اين مقاله که چرا به اين وضعيت نابسامان اقتصادي دچار شديم؟ راه برون رفت از اين بن بست چيست؟ نقدينگي موجود در بانک ها و در دستان مردم حاصل کدام پيشرفت و فناوري است؟ اين انباشت ثروت و نقدينگي که باعث چاق تر شدن بانک‌ها و رشد قارچ گونه ي مؤسسات و بانک هاي دولتي و خصوصي شده است حاصل کدام تلاش شبانه روزي افراد است؟ و اساساً کارکرد اين پول هاي جمع شده چيست؟ اين نقدينگي چرا به جاي تلنبار شدن و جمع شدن در دستان افراد، خرج باز شدن شرکت هاي ورشکسته و حمايت از طرح هاي استارت آپي جوانان جوياي کار نمي شود؟ چه عاملي باعث شده افراد به جاي خلاقيت، نوآوري و کسب علم و دانشي که منتج به فرصت سازي و کارآفريني شود، ترجيح مي دهند نقدينگي خود را صرف ساخت و سازهاي بي رويه جهت اجاره دادن آن و کسب سود بيشتر کنند تا حمايت از طرح ها و ايده هاي مبتکرانه ي جوانان؟ و اين حرص و ولع زياد براي خريد خانه هاي بيشتر و بيشتر چه جور بيماري است که گريبانگير افراد جامعه شده است؟!
سؤل اين است که اين شرايط محصول کدام باورهاي مخرب نزد افراد است که ساليان سال در وجود آنها نهادينه شده و در گوشه و کنار و محافل، جمع هاي فاميلي و خانوادگي، در ميان اجتماعات، داخل اتوبوس و تاکسي، به کرات تکرار شده و زمزمه ذهن و زبان و گفتار مردم شده است؟ وقتي شرايط امروز جامعه و آسيب هاي آن را در ابعاد مختلف فرهنگي، علمي، هنري و… مي بينيد بايستي با قاطعيت اعلام کرد که نياز هست در بسياري از باورهاي فکري و ذهنيمان، داستان ها، نظريه هاي ادبي، علمي، هنري و ضرب المثل هايمان که ساليان سال نقل مجالس و ورد زبان مردم اين ديار شده است، تجديد نظرکنيم. بايد قبول کرد بسياري از جهت گيري هاي آموزشي، تربيتي، فرهنگي، هنري و… غلط و اشتباه بوده و نياز فوري به ويرايش و اصلاحات هدفمند دارد. چرا که هميشه گفته اند: ” اعتراف به اشتباه نصف راه موفقيت است”.
حالا با هم به چند نمونه از اين باورهاي ويران کننده نگاهي مي اندازيم که ساليان سال است، پنهان و آشکار ورد زبان افراد شده است و در قالب گفتار و کلمات از دهان من و شما بيرون مي آيد، امروز جامعه را ساخته است و اگر فکري به حال آن نشود، متأسفانه آينده و فرداي بدي را براي جامعه خواهد ساخت:
1-فلاني اهل مطالعه هستي؟
” که چه بشه آخه؟ فايده اي دارد؟ پول توش هست؟ نه واقعاً برو در نانوايي محله بگو من 100 تا رمان خوانده ام ببين يک قرص نان بهت مي دهند؟!”
2-فلاني چرا ماشينت را با آب شرب مي شويي؟ درست نيست، عده ي زيادي الان آب آشاميدني ندارند بخورند!؟
” به شما چه؟ پولش را مي‌دهم. چطور وقتي قبض آب مي آيد هزار جور آبونمان بهش مي‌بندند و کلي پول مفت ازما مي گيرند؟ خود دولتي ها رعايت مي کنند که من هم نفر بعدي باشم؟! تازه خيلي ها را مي شناسم که کنتور را دستکاري کرده اند آقا کي به کي است، دلت خوش است ها !”
3-فلاني اين آپارتمان را با دو تا بخاري هم مي شود گرم کرد چرا پنج تا بخاري روشن کرده اي، اسراف مي شود.
” به شما چه ربطي دارد! من مصرف نکنم پولدارها و آقا زاده ها مصرف مي کنند!”
4-بابا، مامان، آقاي معلم، مشاور محترم مدرسه من مي خواهم کارگردان و فيلم ساز بشوم يا اگر نشد طراح صنعتي يا طراح لباس.
” پول توش هست؟ برو دنبال شغلي که آخر و عاقبت داشته باشد! نان داشته باشد مثل پزشکي. ”
5-آقا من يک ايده دارم براي کارآفريني. با پولي که در بانک داريد يک استارت آپ راه بيندازيم.
” بي خيال بابا، حوصله داريد ها ! مي روم تاکسي مي خرم مسافر کشي مي کنم راحت و آسوده. زود هم به پول مي رسم. تاکسي نشد همان  بانک بهتر است سر ماه سودش را مي‌خورم ”
6-آقا چرا صندلي اتوبوس را پاره مي کنيد؟! آقا چرا ايستگاه اتوبوس را خط خطي مي‌کنيد؟!
” داداش دولت اينقدر پول دارد که مي تواند براي هفت جد و آبا من و تو اتوبوس جديد بخرد. پس اين همه ماليات و حق آبونمان و کوفت و زهر مار از ما مي گيرند براي چيه؟ براي همين چيزهاست ديگر ”
7-فلاني چرا محصولات تاريخ مصرف گذشته مي فروشي !؟
” آقا از کجا بياورم جنس جديد بخرم؟ بازار کساد است، مشتري نيست، چه کار کنم! زن و بچه ي من هم گناه دارند!؟ مردم خبر دارند من چه گرفتاري هايي دارم ؟ ”
8-چرا دزدي مي کني؟ چرا رشوه مي خوري؟ چرا اختلاس مي کني؟ چرا چرا چرا…..؟!
” تو بگو چه کار کنم! من را استخدام مي کني تا از فردا دزدي نکنم ؟راست مي گويي برو جلوي اختلاس هاي کلان را بگير. شکم گرسنه زن و بچه ي من اين حرف‌ها را نمي فهمد”.
9-کيسه‌ي زباله را نگذاريد روي کاپوت ماشين، مي افتد و همه‌ي زباله ها روي زمين پخش مي شود!؟
” نگران نباش شهرداري جمعش مي کند. براي همين کارها حقوق مي گيرند ديگر.
اين کلمات و واژه ها که به شکل بيمار گونه اي در صحبت هاي محاوره اي در گوشه و کنار مورد استفاده قرار مي گيرد، جزئي از شخصيت افراد جامعه شده و در وجود آنها سال‌هاست که جا گرفته و نهادينه شده است و متأسفانه اين فرهنگ لغت ويران کننده در حال انتقال به فرزندان و نسل هاي جديد است. اين ها باورهاي مخربي هستند که افراد را ضعيف، بيمار، سست، فقير، حقير، معتاد، حريص و خودخواه بار مي آورد.