کار کردن کودکان زیر 15 سال در هر کارگاهی ممنوع است

139207251334026061365984

مسئول دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي کرمانشاه در گفتگو با «شهرمن»

کار‌ کردن‌ کودکان‌ زير 15 سال‌ در هر کارگاهي‌ ممنوع‌ است

تکدي گري جرمي که مجازات ندارد!

تنظيم: مينا قدسي

هرگاه سخني در مورد کودکان کار به ميان مي آيد اولين نهاد مسئول در اين خصوص سازمان بهزيستي تلقي مي گردد. به هدف آشنايي بيشتر با وظايف اين سازمان در قبال کودکان کار و تعريف کودک کار و تفکيک آن از کودک خياباني، با بهار سلطاني، کارشناس مسئول دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي استان کرمانشاه گفتگويي انجام داديم که آن را در ادامه مي خوانيد:

– تفاوت کودک کار با کودک خياباني چيست؟

طبق تعريف يونيسف هر فرد زير هجده سال کودک محسوب مي شود و از آنجا که کشور جمهوري اسلامي ايران در سال 1373 به عضويت سازمان جهاني حقوق کودک درآمده است اين تعريف در کشور ما نيز مصداق مي يابد. حال اگر بخواهيم بين کودکان کار و کودکان خياباني تفکيک قائل شويم، وجه تشابه اين دو اين است که هر دو در خيابان حضور دارند اما وجه تمايز آنها اين است که کودکان کار به دليل کسب درآمد و تأمين معاش خانواده در خيابان حضور دارند و با خانواده خود در ارتباط هستند، در حاليکه کودکان خياباني با خانواده خود قطع ارتباط کرده اند و به واسطه بي سرپناهي و بي جا و مکان بودن در خيابان ها به سر مي برند.

– در استان کرمانشاه بيشتر با کدام دسته مواجه هستيم؟

 در استان کرمانشاه بيشتر با فراواني کودکان کار مواجه هستيم و آمار کودکان خياباني بسيار پايين است که اکثر آنها نيز در زمره کودکان بدسرپرست قرار مي گيرند، کودکاني که يکي از والدين آنها حضور دارد امابه دليل اعتياد يا متارکه آنها، کودک در خيابان رها شده است. آمار بالاي کودکان کار در استان ما به علت فرهنگ حاکم بر منطقه مبني بر سهيم بودن فرزند ذکور در امرار معاش خانواده است که باعث شده خانواده هايي که به هر دليلي اعم از زياد بودن جمعيت خانواده يا از کار افتادگي يا فقدان سرپرست خانوار با مشکلات اقتصادي دست به گريبان باشند، فرزند پسر خود را براي کسب درآمد راهي خيابان کنند. اما در هر صورت هر دو گروه به دليل حضور در خيابان، در معرض آسيب هاي ناشي از آن مي باشند. آسيب هايي مانند سوءاستفاده هاي جنسي، سوءاستفاده قاچاقچيان مواد مخدر، ضرب و شتم هاي شديد خياباني، برخورد با ماشين و…و به دليل ساعات طولاني حضور در خيابان از بسياري از حقوق طبيعي خود مانند آموزش، تحصيل و بهداشت محرومند.

-وظيفه سازمان بهزيستي در خصوص کودکان خياباني چيست؟

سازمان بهزيستي به عنوان سازماني که وظيفه آن ارائه خدمات به جامعه براي بهتر زيستن مي باشد، داراي دفتري با عنوان دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي در حوزه معاونت اجتماعي است که يکي از وظايف اين دفتر ساماندهي کودکان خياباني و کودکان کار در خيابان است. طبق مصوبه هيأت محترم وزيران در سال 1386 علاوه بر سازمان بهزيستي در رأس کار، يازده دستگاه ديگر از جمله نيروي انتظامي، شهرداري، کميته امداد، هلال احمر، آموزش و پرورش، دانشگاه علوم پزشکي، فرمانداري ها و… نيز در خصوص ساماندهي کودکان کار و خياباني با سازمان بهزيستي همکاري مي نمايند. زيرا ريشه اصلي اين مشکل، معضلات اقتصادي است و سازمان بهزيستي به تنهايي نمي تواند برآورده کننده وضعيت مطلوب رفاه و استاندارد سازي سطح معيشت جامعه باشد.

وظيفه سازمان بهزيستي شناسايي اين کودکان و ارجاع کودکان شناسايي شده توسط خود سازمان يا دستگاه هاي همکار و يا شهروندان عادي به مرکزي تحت عنوان مرکز سامان دهي کودکان خياباني است که اين مرکز يک مرکز نگهداري شبانه مي باشد و بيست نفر ظرفيت دارد و در انتهاي شهرک کارمندان واقع شده است. کودکان ارجاع داده شده به مدت بيست روز در اين مرکز نگهداري مي شوند و در اين مدت بي سرپرست يا بدسرپرست بودن کودک بررسي مي شود. اگر کودک بي سرپرست باشد به حوزه شبه خانواده و مرکز نگهداري کودکان بي سرپرست فرستاده مي شود و اگر کودک بدسرپرست باشد خدمات تخصصي شامل روانشناسي، مددکاري، توان بخشي، پيشگيري، روان پزشکي و حقوقي به او ارائه مي گردد. سپس مددکارها به ديدن خانواده کودک رفته و يا از آنها دعوت به عمل مي آورند و علت رهاشدگي را پيدا مي کنند. اگر خانواده قابليت توانمند سازي داشته باشد، اقدامات لازم صورت مي گيرد. به عنوان مثال اگر اعتياد وجود داشته باشد، براي ترک آن اقدام مي گردد. و به طور کلي سلسله اقداماتي انجام مي گيرد که شرايط براي بازگشت کودک مهيا گردد و تا يک سال نيز پيگيري پس از ترخيص صورت مي گيرد و در صورت نياز حمايت هاي جانبي نيز انجام مي شود. اما اگر شرايط براي بازگشت کودک فراهم نشود، از اقوام سببي و نسبي  براي به عهده گرفتن سرپرستي کودک کمک گرفته مي شود و اقدامات حمايتي نيز براي ترغيب خانواده ها انجام مي گيرد تا بحران برطرف شده و شرايط پايدار گردد.

– بهزيستي استان کرمانشاه اقدامات ديگري هم در اين زمينه  داشته است؟

از سال 1386، اداره بهزيستي استان کرمانشاه جزو معدود استان هايي است که برنامه بومي سامان دهي کودکان کار 12 تا 18 سال را در استان راه اندازي کرده است. از کودکان 12 تا 15 سال در ساعات بسيار کوتاهي با حفظ شرايط تحصيلي و خانوادگي در عرضه محصولات فرهنگي استفاده مي گردد و در کنار آن وضعيت خانواده و ميزان توانمندي اعضاي خانواده بررسي مي شود. اگر مادر يا يکي ديگر از اعضاي بزرگتر خانواده امکان توانمند شدن داشته باشد، اقدامات لازم صورت مي گيرد تا حضور کودک در خيابان حذف شود. به عنوان مثال در صورتي که مادر مهارت خياطي را داشته باشد، لوازم مورد نياز در اختيار او قرار مي‌گيرد. به منظور اشتغال يابي کودکان بالاي15 سال که ترک تحصيل کرده يا شرايط تحصيلي پايدار ندارند، طبق هماهنگي هايي که در سال‌هاي گذشته با شوراي اصناف انجام شده است، اين کودکان به صنوف توليدي و صنعتي معرفي شده و در ساعات کاري مشخص و معين آموزش مي بينند تا براي ورود به بازار کار آماده شوند. در سال جاري مرکز آموزشي و حمايتي کودک و خانواده مهر به مديريت سازمان بهزيستي و اجراي بخش خصوصي واقع در چهارراه جوانشير راه اندازي گرديده است که مرکز روزانه ارائه خدمات به کودکان کار و خياباني مي باشد. کودکان به اين مرکز مراجعه کرده و اقدام به تشکيل پرونده و شرکت در کلاس هاي آموزشي مي نمايند. مددکارها در اين مرکز اقدام به رصد خانواده‌ها، گشت زني در چهارراه ها ، خيابان ها و مراکز پرتردد و ارائه بسته هاي غذايي براي برقراري ارتباط با کودکان و ترغيب آنها و خانواده هايشان براي مراجعه به مرکز و تشکيل پرونده مي نمايند. تمام تلاش ما و همکاران ما در مراکز مختلف براي کنترل کار کودکان و در صورت امکان حذف آن است چرا که امکان حذف به دليل مشکلات معيشتي فراوان عملاً امکان پذير نيست و حل معضلات اقتصادي همانطور که پيشتر اشاره شد در حد توان يک سازمان به تنهايي نيست و نياز به يک عزم ملي و بودجه کلان کشوري دارد.

-همکاري دستگاه هاي ديگر با سازمان بهزيستي را چه طور ارزيابي مي کنيد؟

ميزان همکاري خوب و در حد قابل قبولي است گرچه خود سازمان ها با مشکلات زياد و کمبود اعتبار مواجه‌اند.

-شنيده شده که اعتبار خوبي به حوزه آسيب‌هاي اجتماعي اختصاص داده شده است؟

اعتبارات در اين حوزه فقط اختصاص به کودکان کار ندارد و موارد بسياري از جمله اعتياد، طلاق، ايدز، خودکشي و… را شامل مي شود.

-اگر شهروندان در خيابان به کودکان خياباني يا کودکان کار برخورد کنند براي رسيدگي به وضعيت آنها بايد از چه کانالي اقدام نمايند و چگونه به نهادهاي مسئول اطلاع دهند؟

با خط تلفن اورژانس اجتماعي 123

-اما مکرراً تماس‌هايي از طرف شهروندان داشته‌ايم که اورژانس اجتماعي آنها را به شهرداري و نهايتاً اردوگاه چشمه سفيد ارجاع داده اند.

13920720092346651334154اتفاقي که در استان در حال وقوع  مي باشد اين است که شهرداري، فرمانداري و سازمان بهزيستي مسئول جمع آوري کودکان شده اند و کودکان شناسايي شده در وهله اول به اردوگاه چشمه سفيد منتقل مي شوند. گاهي اوقات والدين بعد از اطلاع از غيبت بچه ها با اورژانس اجتماعي تماس مي گيرند و همکاران ما براي پيگيري آنها را به اردوگاه چشمه سفيد راهنمايي مي کنند. والدين به آنجا مراجعه کرده و فرزند خود را تحويل مي‌گيرند. درصورت عدم مراجعه والدين کودکان به مرکز شبانه فرستاده مي شوند که تعدادي از بچه‌ها نيز آنجا تحويل پدر و مادر داده مي شوند. روند اجراي کار همين است و توصيه همکاران ما فقط روال انجام کار مي باشد که شهروندان از آن مطلع نمي باشند. اگر شهروند مسئولي فقط قصد ارائه گزارش را داشته باشد پل ارتباطي سازمان بهزيستي با شهروندان خط تلفن اورژانس اجتماعي 123 است و همکاران متخصص سازمان آنها را راهنمايي کرده و آدرس محل و منطقه را دريافت مي کنند و پيگيري هاي لازم را انجام مي‌دهند.

-در سال هاي اخير شاهد افزايش تعداد کودکان کار در چهارراه ها و خيابان ها هستيم که اين امر چهره شهر را مخدوش کرده و فشار رواني زيادي را بر شهروندان وارد مي نمايد. نظر شما در اين مورد چيست؟

از نظر من که در جريان اجراي کار هستم اين پديده خيلي کمتر شده است. شما اگر قبلاً به پارکينگ شهرداري براي گرفتن خدمات درماني مراجعه مي‌کرديد چندين کودک دور شما را مي گرفتند و تقاضاي خريد برگه هاي دعا، آدامس و … مي کردند ولي الان به جز مناطق پر تردد شهر مانند چهارراه نوبهار يا چهارراه اجاق و مناطق خاصي که افراد دريافته اند که عايدي و درآمد بيشتري آنجا دارند، کمتر مي توان آنها را مشاهده کرد. بايد توجه داشت که در حوزه آسيب هاي اجتماعي علت و معلول داريم. چرا کودک خياباني يا کودک کار سرچهارراه کار مي کند؟ چون درآمد دارد و پول دريافت مي کند. متأسفانه رفتارهاي فرهنگي مردم ما هم مشکل دارد. ما نهادهاي حمايتي مختلفي مانند کميته امداد، سازمان بهزيستي، NGOهاي خصوصي گوناگون داريم که به کمک و حمايت مي پردازند. متأسفانه رفتار مردم ما تکدي‌گري را هم تقويت مي کند. مردم ما به يک معتاد يا به زني که براي جلب ترحم کودکي را بغل کرده پول پرداخت مي کنند. شهري مانند تبريز چرا به نداشتن متکدي معروف شده است؟ براي اينکه آنها به متکدي به چشم کسي که سد معبر کرده نگاه مي کنند و لفظي به همين معني را هم براي آن به کار مي برند. در تبريز سه برابر صندوق‌هاي کميته امداد صندوق هاي مراکز حمايتي مورد تأييد را مي بينيد که در اين زمينه کار درست و اصولي مددکاري انجام مي دهند و مردم به جاي اينکه پول خود را به متکدي بدهند، آن را در اين صندوق ها مي ريزند. متأسفانه استان ما با چندين معضل روبه روست. يکي از آنها عدم وجود منبع پتانسيل خيرين قوي اي است که بتوان به آنها تکيه کرد. مورد ديگر فرهنگ حاکم بر مردم ما است که فرهنگ پذيرش متکدي است. يا برخورد بدي انجام داده و کودکان را با کلمات زشت و رفتارخشونت آميز رد مي کنند که بسيار آسيب زاست يا دست در جيب کرده و به کودکان کار پول مي دهند. کودکان کار تا وقتي که از اين راه پول در مي آورند دست از اين کار برنمي دارند و چون درآمد نسبتاً خوبي هم دارند (روزي150 الي 300 هزار تومان) حاضر نيستند از اين کار دست برداشته و وارد چرخ حمايتي ما شوند و حرفه اي را ياد بگيرند. حتي ما از مردم خواهش مي کنيم به جاي پرداخت پول، ميوه يا خوراکي ديگري به آنها بدهند يا محترمانه از آنها خواهش کنند که بروند. کار در حوزه آسيب هاي اجتماعي کار بسيار سختي است. سازمان بهزيستي تاکنون 130 کودک کار را ساماندهي کرده است و تا کنون 38 کودک کار موفق آموزش ديده از چرخه خارج شده است که در زمينه هاي مبل سازي و صنعتگري و … آموزش ديده اند و وارد بازار کار شده اند.

-اخيراً طرحي در زمينه غربالگري کودکان در خصوص بيماري هاي واگيردار مانند ايدز و هپاتيت مطرح شده است. توضيحي در مورد آن بفرماييد؟

اين طرح در مراحل اوليه است و به عهده يک NGOگذاشته شده و سازمان بهزيستي به عنوان رابط کليدي است. هنوز قطعي نيست و نمي توان اطلاعات دقيقي در مورد آن داد.

-ارتباط سازمان بهزيستي با NGO سازمان هاي مردم نهادي که در اين زمينه فعاليت مي کنند چگونه است؟

ارتباط خوبي داريم اما آنها هم بيشتر حمايت مالي نياز دارندکه براي سازمان هم مقدور نيست که حمايت مالي داشته باشد.

-در خصوص کودکاني که در کوره پزخانه ها يا مشاغل سخت ديگر مشغول به کار هستند و معمولاً سن پاييني دارند آيا قانوني براي منع کارفرمايان از به کار گرفتن اين کودکان وجود دارد؟

کار کردن کودکان زير 15سال در هر کارگاهي جرم است. اما قوانين قضايي محکمي هم در اين مورد نداريم مانند اينکه تکدي گري جرم است ولي هيچ متکدي به خاطر آن مجازات نشده است. اگر قوانين محکمي وجود داشته باشد مجري مي تواند به پشتوانه آن قانون شخص را محکوم نمايد. اين تجربه‌ي ده سال من در حوزه آسيب هاي اجتماعي است.

-به عنوان صحبت آخر هر مطلبي که به نظر شما مي تواند موثر باشد را عنوان بفرماييد.

 اميدوارم روزنامه ها، جرايد و خبرنگاراني که دراين حوزه فعاليت دارند تنها به دنبال مخاطب قرار دادن سازمان بهزيستي براي طرح سوال نباشند و گاهي وقت ها نهادهاي فرهنگي را هم مورد پرسش قرار دهند. ما بايد روي فرهنگ مردم هم کار کنيم که چه طور با متکدي برخورد نمايد، با معتاد چطور و با کودک کار چگونه.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *