اگر ببينند ما را…

هفته نامه شهرمن / شماره 55 / 13 آذر 1397

 

اگر ببينند ما را…

6a070510-1e90-453c-8396-fa7030c6e385 نقاشي از: سنا حسيني

سه شنبه بود در کلاس درس هنر حاضر شدم و از بچه ها خواستم تکاليفشان را نشان دهند … سنا تصويري از پرنده اي که گويي بر شاخه ي درختي آواز مي‌خواند را نشانم داد. همه ي زيبايي هاي پرنده با ظرافت تمام به تصويرکشيده شده بود. پرنده چنگ بر شاخه ي درخت انداخته بود و آواز مي خواند. تمامي جزييات در حد کمال بود! دم، چشمان پرنده، منقاري که آواز را زنده مي کرد، پرهاي خوش خط و خالش! همه و همه با دقت خاصي نمايش داده شده بود … ديدن اين طرح زيبا مرا شگفت زده کرد، به طوري که لختي از زمان با شعف تمام به آن خيره مانده بودم و جز آن که هنر سنا را تحسين کنم کار ديگري از دستم برنمي‌آمد … نوبت به بچه‌هاي ديگر رسيد. خاطره، نگار، حسنا، شيدا، هستي، شهين، فرنوش، ميترا، دريا، روژين، سميرا، دلنيا، سارا و صبريه… همه ي کارها حيرت انگيز بود‌؛ از خط زيباي هستي گرفته تا طراحي هاي ظريف شيدا. من جز آنکه زبان را در کام بچرخانم و ادات تحسين را بر زبان جاري سازم، چون وامانده ها کار ديگري نمي کردم! فرنوش با حسرت تمام از استعدادهايي مي گفت که صاحب آنند؛ اما دريغ و صد افسوس فرصتي براي شکوفايي و ديده شدنشان وجود ندارد! همه از هنرهاي خود مي‌گفتند. از خياطي و گلدوزي و گليم بافي و… . گويي از انگشتان کوچک شان نغمه‌ي هزار هنري است که بلبل بر شاخ گل سر مي دهد.بچه ها برايم از بلندپروازي‌هايي که برايشان ناممکن جلوه مي کرد و از رشته هايي که تحصيل در آنها گويي غير ممکن مي نمود، سخن مي گفتند و من تنها نظاره گر حسرت هايي بودم که در چشمانشان برق انداخته بود.
به راستي آيا فرصتي هست هنوز؟! دختران روستاي قلعه زنجير ديار زيباي گهواره چون طبيعتِ هزار رنگ، هزار هنر از کلک خود دارند. آنان مي توانند ” فلک را سقف بشکافند و طرحي نو دراندازند ” کاش در دنياي ديده شدن هاي مجازي مجالي براي ديدن آن ها نيز وجود داشته باشد و امکاني براي امتداد مسير …

شاهرخ درويش پناه
دبير مدارس منطقه گهواره

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *